قطره قطره شانه ام را خیس دریا کرد و رفت

قطره قطره شانه ام را خیس دریا کرد و رفت 
گفت باید رفت، گفت و فتنه بر پا کرد و رفت 
بازوانم را فشرد و انحصارم را شکست 
یک بغل خود را در این اندوه زیبا کرد و رفت 
گونه هایم را به انگشت اشاره ناز کرد 
عشوه هایش را فرو خورد و تماشا کرد و رفت
دیدگاه ها (۱)

......

....

شده در قلب کسی، جلوه مهتاب شوی؟شده بر تشنه لبی، چکه کنی آب ش...

بله

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۵۱مادر بزرگ با لبخند گفت : داماد می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط