{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به یادت که می افتم:

به یادت که می افتم:
به کُنجی خیره میشوم
و چهره ام درهم میریزد؛
جمله ای همیشگی اما غیرواقعی به ذهنم میرسد:
( پلک بزنی میگذرد...! )
چشمانم به درد آمد و نگذشـــت...
y......
دیدگاه ها (۱۲۵)

غروب آفتاب و دکل نگهبانی 😭 ، حس تنهایی

یه روزی منم کلاهمو میندازم هوا و میگم نبووووووووود😍 😍 😍

واســـه آدَم تَــنهآفــآجعه‍ ایــنجاس کــه‍ مجازی هَــم جَـو...

با شب هایم محرابی از عشق ساختم در آغوشی که نیست ..........

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۵

𝐏𝐚𝐫𝐭 9

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط