{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره از تو نوشتم حکایتی موزون

دوباره از تو نوشتم حکایتی موزون
دوباره از قد و قامت و گونه ای گلگون

قلم به دست گرفتم ز چشم بنویسم
از آن کمان دو ابرو از آن لب میگون

تو آن حلاوت عشقی که بر دلم داری
کنار مهر و وفایت شرار روزافزون

همیشه با توام و عاشقانه میبارم
و یاد بحر وفایت دو دیده ام جیحون

دوباره یاد تو کردم دوباره بالاجبار
فغان و ناله و آه و ترانه ای محزون

بیا که یوسف مصری ترانه میخواند
به نام نامی استاد شخص رودامون

دوباره از تو نوشتم دوباره میخوانم
ز گیسوان پریشان به رنگ گندمگون

نه من که از تو نوشتم اسیر آن زلفم
هر آنکه شعر مرا خوانده شد ترا مجنون
دیدگاه ها (۶)

پریشان تو ام هرچند می دانم نمی دانیچه حالی دارد ای گیسوکمند ...

برگ برگ خاطرات کهنه را وا می کنمحاصل آن روزهایم را تماشا می ...

فدای چشم قشنگت تمام بود و نبودمﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﮐﻪ ﺳﺮﻭﺩﻡ ﺑﻔﮑﺮ ﭼﺸﻢ ...

راهی به خدا دارد خلوتگه تنهایی...آنجا که روی از خود ، آنجا ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط