مردی فنجون قهوه اش را روی میز گذاشت و گفت:
مردی فنجون قهوه اش را روی میز گذاشت و گفت:
یه روزی خاک قدر بارون رو میدونه و اون موقع دیگه بارون نمیباره
قشنگ بود.
یه روزی خاک قدر بارون رو میدونه و اون موقع دیگه بارون نمیباره
قشنگ بود.
- ۱۷.۹k
- ۲۵ آبان ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط