{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" بوی تو می آید ..." و من مدام فکر می کنم ، باید در آغوش

" بوی تو می آید ..." و من مدام فکر می کنم ، باید در آغوش کشیده شوم . . . (آبا عابدین)
دیدگاه ها (۳)

و حتی دست‌های باد را قلم خواهم کرد... که مبادا ، گمان به تار...

عادت کرده ایم ، آنقدر که یادمان رفته است شب مثل سیاهی موهایم...

ایـــن روزهـــا، آرزوهـــایـــم چقــــدر شبیــــه سیگــــارم...

ﺁﻫﺎﯼ ﺗـــﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﻧﯿﺴﺘﯽ ... ؟! ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺍﺕ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺳﺮ ﻧﻤ...

عاشقانه های شبنم

از این حجم گریه که موقع نوشتن نامه تا گلویم بالا می‌آید دارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط