{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منم


.
.
آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منم
این چنین عشق تو در سینه نگهداشت منم
.
.
آنکه در ناز فرو رفته و شاداب توئی
آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت منم
.
.
آنکه از من ته ذهنش خبری نیست تویی
آنکه رویای تو را خاطره پنداشت منم
.
.
آنکه کافر به دل مومن من بود توئی
آنکه هر شعر تو را معجزه انگاشت منم
.
.
آنکه بر سینه ی من خنجر غم کوفت توئی
او که قامت به قد تیر برافراشت منم
.
.
او که در باغ غزل گشت و خرامید توئی
او که یک بوته در این باغچه نگذاشت منم
.
.
او که عاقل شد و راه خردش جست توئی
آن که در مزرعه اش بذر جنون کاشت منم ...
.
.
دیدگاه ها (۱)

*تو را در مشت میگیرم شبیه حبه ی انگورنگاهت را نمیدزدی و میگو...

بد نکن با دلم اینگونه ، که بد می بینیمی نشینی لبِ دلشوره و غ...

گرچه پشت پلکها مشغول پنهان کاری اند،چشمهایت بر خلاف آنچه می ...

گرچه پشت پلکها مشغول پنهان کاری اند،چشمهایت بر خلاف آنچه می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط