من مرده ام زندگ ب زنده بودن نیست

←←من مرده ام→→ زندگے بہ زنده بودن نیست،
بہ نفس کشیدن نیست،
بہ جریان خون و تپش قلب نیست،

من مرده ام...
وقتے شوقے در جانم،
فروغے در چشمهایم،
و نبضے در احساسم نیست..
وقتے فراموش شده ام،
و نہ چشمے انتظارم را مےکشد،
نہ قلبے برایم مےتپد،
نہ در خاطرے زنده ام... ←یقینا مرده ام...→
در اوج غریبے و تنهایے...
و آنقدر آرام و بیصدا،
کہ انگار هرگز متولد نشده ام...
دیدگاه ها (۲)

لی مین هو

گیرم که باران هم آمد...همه چیز را هم شست...هوا هم عالی شد......

ﺩﻟــــﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﺍﻧﺪ ,ﺑﻮﺳـــــﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﭘﯿﺸــــﺎﻧﯽ ﺍﻡ ﻣﯿﮕ...

‌گاهـــــــــــی.. باید قبول کنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط