{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم .

یک شب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم .
چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم!

همه دفتر عمرم ورقی بیش نبود

""همه ی آن ورق حسرت دیدار تو بود""
دیدگاه ها (۴)

و یک شبمیان این یکی از این شب ها تو بی صدا پرکشیدی و رفتیو م...

❤🍂... بہ‌ شراب آن نڪَاهت همه شب همیشہ‌ مستمبہ‌ خدا...

❤👒... من بے تو...یڪ واژه‌ے سادہ بیش نیستماما ڪنارت، همچون......

و قسم به لحظاتی که تمام توان و تحملت به پایان رسیده بود،اما ...

عاشقانه های شبنم

🍃دلم در حسرت دیدار تو، آرام نداردشبِ هجرانِ تو پایان نداردبی...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

به مرگم راضیم اما فقط یک آرزو دارم....سرم را لحظه‌ی آخر به ز...

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط