{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرمت‌ها که شکسته شد

حرمت‌ها که شکسته شد
مسیح هم که باشی نمیتوانی
دل شکسته را احیا کنی ؛
آنچه در دستت بود امانتی پنهان بود که حراج شد ،
آنچه نباید بگویی گفته شد ،
فاجعه را یک عذر خواهی درست نمی‌کند.
حرف ، حرف ویران کردن دل است ،
نه دیواری که خراب کنی و از نو بسازی؛
دلی که ویران کردی قصری بود که خود ساکن آن بودی .
راستی حالا که خود را بی خانه کردی
با آوارگیت چه میکنی
شاید به خرابه های جا مانده از دیگران پناه میبری
دیدگاه ها (۶)

# انسانم ارزوست#﷽:پاییز همیشه زیباست...باران های وقت و بی وق...

تو از حزب سیه چشمان، من از کابینه ی عشقمبه بادم می دهد آخر خ...

ََََََُّّّْْْیاد تو بر خاطرم بی وقفه سیلی می زنددر فراقت شیو...

ََََُّّّدر چشم هایتجنگجویی مغول کمین کردهجرات نمی‌کنم دوستت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط