دردوری ازنگاه تو بی طاقتم هنوز
دردوری ازنگاه تو بی طاقتم هنوز
من عصرهای جمعه پرازغربتم هنوز
نیلوفری که سمبل تنهایی من است
قد می کشدبدون تو درخلوتم هنوز
ای باغبان!سخاوت دستان تو کجاست؟
چون مزرع ملخ زده پرآفتم هنوز...!
تا کی درانتهای جهان بی تو سرکنم
عمری گذشت بی تو و در حسرتم هنوز
با اینهمه ز مهر تو نومید نیستم
شاید که هست نام تو در قسمتم هنوز..
من عصرهای جمعه پرازغربتم هنوز
نیلوفری که سمبل تنهایی من است
قد می کشدبدون تو درخلوتم هنوز
ای باغبان!سخاوت دستان تو کجاست؟
چون مزرع ملخ زده پرآفتم هنوز...!
تا کی درانتهای جهان بی تو سرکنم
عمری گذشت بی تو و در حسرتم هنوز
با اینهمه ز مهر تو نومید نیستم
شاید که هست نام تو در قسمتم هنوز..
- ۴۸۵
- ۱۱ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۴۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط