{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو قطب مخالف💙🧡

دو قطب مخالف💙🧡
پارت سی و دو✨️💫

# قسمت ۳۲: «رقابت آخر» 🔥❄️

**صحنه ۱ - بیرونی: پیست دو و میدانی - بعدازظهر**

مسابقه‌ی بزرگ دانشگاهیه. ناروتو و ساسکه هر دو تو تیمن. قبل از شروع، کنار هم وایسادن.

**ناروتو:** *(با لبخند شیطون)* هر کی برنده شد، اون یکی هر چی بخواد باید انجام بده.

**ساسکه:** *(ابرویی بالا میندازه)* قبوله.

**ناروتو:** *(دستشو دراز می‌کنه)* دست بده.

ساسکه به جای دست دادن، خم میشه و سریع لبشو میذاره روی گونه‌ی ناروتو.

**ساسکه:** *(زمزمه)* اینم قرارداد.

ناروتو مثل لبو قرمز میشه. بقیه‌ی تیم که دیدن، ساکت میشن.

---

**صحنه ۲ - بیرونی: پیست - بعد از مسابقه**

هر دو نفس نفس میزنن. نتیجه؟ مساوی.

**ناروتو:** *(با اخم ساختگی)* مساوی شد!

**ساسکه:** *(خونسرد)* آره.

**ناروتو:** خب... یعنی هر دو برنده‌ایم؟

**ساسکه:** *(نگاهش می‌کنه، لبخند کمرنگ)* یعنی هر دو هر چی بخوایم.

ناروتو یه لحظه نگاهش می‌کنه، بعد قدمی بهش نزدیک میشه و آروم لبشو میذاره روی لبای ساسکه.

**ناروتو:** *(جدا میشه، قرمز)* این خواسته‌ی منه.

ساسکه برای یه لحظه بهت‌زده‌ست، بعد لبخند واقعی و گرمی میزنه.

**ساسکه:** *(آروم)* خواسته‌ی منم همینه.

**پایان قسمت ۳۲** 🌺
دیدگاه ها (۴)

بچه ها میخوام یه سناریو از دازای و چویا بنویسم البته بعد از ...

اوخههه چقد گوگوللل😍

دو قطب مخالف💙🧡پارت پانزدهم✨️💫# قسمت ۱۵: «اعتراف» 🔥❄️**صحنه ۱...

دو قطب مخالف💙🧡پارت بیست و سوم✨️💫# قسمت ۲۳: «بعد از طوفان» 🔥❄...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط