گاهی ارزش بعضی حضورها را زمانی می فهمیم که دیگر فرصتی برا
گاهی ارزش بعضی حضورها را زمانی می فهمیم که دیگر فرصتی برای حضورشان نمانده است. در زندگی، بعضی بیدار ماندن ها، به پای هم ماندن ها و دل سپردن به لحظه های ساده، بزرگترین شکل حمایت عاطفی اند؛ یعنی اینکه «بودنت برای ما مهم است».
وقتی عضوی از خانواده یا عزیزی راهی سفر می شود، چه زیباست کسانی که دوستش دارند، او را با دعای خیر، یک فنجان چای، لقمه ای نان یا حتی یک نگاه گرم بدرقه کنند؛ نه از سر اجبار، بلکه برای اینکه بداند جایی هست که دلش برای بازگشتن به آن گرم است.
آدمی که راهی می شود، هیچ وقت نمی داند این سفر چقدر طول خواهد کشید و کسانی که بدرقه اش می کنند نیز نمی دانند دیدار بعدی چه زمانی خواهد بود؛ یا اصلا دیدار دیگری در کار هست یا نه.
قدر عزیزانمان را باید همان وقتی بدانیم که هنوز می توان برایشان چای ریخت، لقمه ای در دستشان گذاشت، دعای خیر بدرقه راهشان کرد و گفت: «به سلامت برو... منتظرت هستیم تا برگردی.»
شاید فردا همه چیز مثل همیشه باشد، اما گاهی زندگی با یک خبر، تمام «کاش» های ناگفته را به جان آدم می اندازد؛ و آن وقت ممکن است تنها چیزی که برایمان بماند، این جمله باشد: «کاش آن روز بیدار بودم و بدرقه اش می کردم.»
.
بهزاد غدیری
وقتی عضوی از خانواده یا عزیزی راهی سفر می شود، چه زیباست کسانی که دوستش دارند، او را با دعای خیر، یک فنجان چای، لقمه ای نان یا حتی یک نگاه گرم بدرقه کنند؛ نه از سر اجبار، بلکه برای اینکه بداند جایی هست که دلش برای بازگشتن به آن گرم است.
آدمی که راهی می شود، هیچ وقت نمی داند این سفر چقدر طول خواهد کشید و کسانی که بدرقه اش می کنند نیز نمی دانند دیدار بعدی چه زمانی خواهد بود؛ یا اصلا دیدار دیگری در کار هست یا نه.
قدر عزیزانمان را باید همان وقتی بدانیم که هنوز می توان برایشان چای ریخت، لقمه ای در دستشان گذاشت، دعای خیر بدرقه راهشان کرد و گفت: «به سلامت برو... منتظرت هستیم تا برگردی.»
شاید فردا همه چیز مثل همیشه باشد، اما گاهی زندگی با یک خبر، تمام «کاش» های ناگفته را به جان آدم می اندازد؛ و آن وقت ممکن است تنها چیزی که برایمان بماند، این جمله باشد: «کاش آن روز بیدار بودم و بدرقه اش می کردم.»
.
بهزاد غدیری
- ۲۱
- ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط