{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جونگ کوک حالا کی میخواد نجاتت بده جدی

𝐦𝐢𝐧𝐞
#𝐦𝐢𝐧𝐞
𝐩𝐚𝐫𝐭 ³⁴

جونگ کوک : حالا کی میخواد نجاتت بده ؟ ( جدی )

تهیونگ سریع از رو کاناپه بلند شد

تهیونگ : جونگ کوک اونو بزار زمین .... بزار زمین ( عربده )

جو آروم آروم عوض میشد
گره دستامو باز کردم و پیشمونیمو به اسلحه نزدیک کردم

کاترینا : خیلی میخوای بزنی اره.... بزن ... بزن چی وایستادی

اسلحه رو پایین تر روی زمین آورد
ماشه رو کشید و گلوله ای روی زمین رها کرد
صدایی وحشتناکی داد که لرزی به بدنم وارد شد

جونگ کوک : با هیچ کس شوخی ندارم (‌ جدی )

هیچ کس صداشو درنمی آورد
به چشماش که رگبار از تهدید بود نگاه میکردم

رئیس جئون : خب..... بله .... انگشتر هارو بیارین

نگاهشو ازم گرفت و اسلحه رو پشت کمرش جا کرد
خونسرد رفت روی مبل لش نشست
تهیونگ هم کمی آروم شد و روی کاناپه کنار مامانم نشست
ولی من مات اونجوری وایستاده بودم
اینا چیه یهویی می فهمم ..
اینکه نامزد دارم و برای زنده موندن از نامزدم باید با یکی دیگه ازدواج کنم
هه..
واقعا مسخرس...

بعد چند دقیقه خدمتکار یه جعبه تو دستش به طرف جونگ کوک رفت

خدمتکار : آقای جونگ کوک شما باید این انگشتر رو به انگشت خانم کاترینا بزارین

انگشتر رو از دست خدمتکار گرفت و بلند شد
چند ثانیه به زمین خیره موند

جونگ کوک : تشریف نمیارین لیدی ؟

انگار نه انگار الان اسلحه گرفت روم
مرتیکه م‍.....‍فت خور. . .
با اخمی از عصبانیت بهش زل زدم

پدربزرگ : کاترینا.... زود باش
تو به اندازه کافی بزرگ شدی ... وقت ازدواجته

کاترینا : من .... من فقط ۲۰ سالمه .... تو خودت بهتر از همه می فهمی من از م‍......

پدربزرگ : خفه ! ( عربده ) ..... بیشتر از این رو اعصابم نرو

کاترینا : باورم نمیشه .... چطور ممکنه ؟!

کل جمعیت هال رو آنالیز کردم و رسیدم به اون مرتیکه
یه چشم غره ای براش رفتم
و به سمت طبقه بالا اتاق جنا رفتم

در اتاق رو میخواستم ببندم
ولی حس کردم یه چیزی مانع شد
به پایین در نگاه کردم
و با دیدن یه پای مردانه همه چیز رو حل کردم .....


ادامه دارد...

شرط : ۲۰ بازنشر ( علامت کنار ذخیره )


#مال_من
دیدگاه ها (۳۲)

بانو فالوشه ✨✨✨ https://wisgoon.com/switcharoo

فالوشه ❤️❤️🎀https://wisgoon.com/novel_bts

𝐦𝐢𝐧𝐞#𝐦𝐢𝐧𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ³³کاترینا : منظورت چیه ؟جونگ کوک : بنظرت روانی...

𝐦𝐢𝐧𝐞#𝐦𝐢𝐧𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭 ³⁰با چیزی که دیدم خشکم زدفقط یه صندلی خالی بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط