{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز 

امروز 
راحت از کنارم می گذری 
اما نمی دانی
شاید سال های بعد
با شنیدن 
صدای سوزناکِ نی لبکِ چوپانی
یا آواز غمگین دخترکی پشت پنجره
و یا صدای حزین دوره گردی در کوچه ها

غمی دلت را چنگ زد
و یاد من افتادی

شاید سال های بعد
با دیدن تار مویی سفید میان موهایت
یاد سپیدهای بیقرارم افتادی
که چطور میان سیاهی روزهایم
خود نمایی می کرد 
و تو بی تفاوت 
از کنارشان می گذشتی

و شاید سال های بعد
در حالی که روزنامه می خوانی
دخترت عاشقانه های مرا
زیر لب زمزمه کند
و تو 
خیره به نوشته های روزنامه ات
به این فکر کنی
که خاکستر عشق 
با نسیمی شعله می کشد
و عشق عجیب ویرانگر است

تو سال ها بعد
خواهی فهمید 
که عاشقم بودی
دیدگاه ها (۱)

بوی نان تازه میخواهد دلمبوسه ای بامزه میخواهد دلمگوشه سفره م...

تو ماه را           بیشتر از همه دوست می‌داشتیو حالاماه هر ش...

ﺍﺯ ﻓــــﺮﺩﺍﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣــــﺮﺍﻗﺐ ﺑﺎﺵ....ﺗــــﻘﺎﺹﺍﺷــــﮏ ﻫﺎﯼﺍﻣــــﺸ...

وقتی ک با او می رفتی،احیاناً جانـمبه پیراهنتگیر نکرده بود. ....

.⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀.⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⣴⣶⣤⣤⡆⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠈⢉⣽⡿⠋⠀⠀...

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

نامه ی دامبلدور به گریندل والد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط