{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
گاه رفتن آمدی نا مهربانی می‌کنی
می‌ روی ‌با نا رفیقانم تبانی ‌ می‌کنی

می‌نشینم کنج زندان دلم از هجر تو
اشک‌می‌بارم ‌ولی‌ تو نکته‌دانی ‌می‌کنی

چشمه‌اشکم‌ شده‌خشک ‌ونمی‌بینی‌ مرا
این‌ دل دیوانه‌ را آخر روانی می‌کنی

چشم‌چون‌وامی‌کنم‌بامن‌توبازی‌ها‌کنی
اوج ‌دلتنگی‌ چرا‌ با من جوانی می‌کنی

چون‌رهایم‌کردی‌و‌رفتی‌ دلم‌را سوختی
آنچه با من ‌داشتی حالا نهانی می‌کنی

عشق‌من حالا‌که درهجر تومی‌بازم دلم
آمدی‌ مرگم ببینی؟ خوب‌ کاری می‌کنی
(ندا)
#سروده_های_عاشقانه
https://telegram.me/RomanticPoem
دیدگاه ها (۸)

...این که می‌بینی شکسته بر زمینجسم بیمار من است ای نازنینت...

سخت است انتظار آن هم در آدینهسخت است بغض و درد در سینهدیشب ب...

...دوستت دارم نمی‌دانی تو ای دنـیای من آشـنای هر شـبم هس...

...ترک مـا را کـرده‌ای ای مهـربانـم از چـه رودشمنم بشناختی د...

...تاریک می‌شود خیال من در امتداد خط چشم توگم‌می‌شود درخاطره...

...مریم تو کجایی که دگر دل به دلم نیستازعشق تودنیا شد اشک ف...

...چه بی‌تابم زین‌مستی که‌جامش‌را تو پر کردیزدی آتش به جان م...

...شب مهیای نماز است و دلـم در آب و تابتا سحر غرق دو چشمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط