عاشق که شدی قرار را می فهمی

عاشق که شدی قرار را می فهمی

حال بد انتظار را می فهمی


وقتی که تب عشق گرفتارت کرد

بد عهدی روزگار را می فهمی
دیدگاه ها (۳)

از زندگی خستم تموم رنگاش تو امروز موندم چه برسه به فرداش#غرو...

ما بال نداشتیمبرای‌ تجربه‌ی‌ رهایی، سقوط می‌کردیم... .

با هوشا بگن اسم کدوم کشوره

برو برو ، بذار دور بشم از هوات ، بارِ آخره گریه میکنم واسه چ...

می خوام بدونی همیشه و تو هر شرایطی کنارتم؛ وقتی ترسیدی، وقتی...

چه خیالی ناب تر از حس حضورتوقتی در تمام ثانیه هایمموج می زنی...

گریه می کرد گرگ وقتی دید سگ بخاطر تکه استخوانی لگد های چوپان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط