{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم هایت را آسوده ببند..!

چشم هایت را آسوده ببند..!
یک نفر دراین حوالیست،
که هر شب
قبل از خواب،
رویای با تو بودن را
سخت در آغوش
گرفته است...
دیدگاه ها (۰)

بیا شلوغش کنیمآنقدر که دنیا درهم بریزدبعد تو دستِ مرا بگیرمر...

یک قدم دورتر از تو هــوایـــم ابــری‌سـت...

‌کدام خاطره‌ات را ببوسم؟!که خیال کنم نرفته‌ای...

آدمی بودن غم انگیز است،وقتی هوایِ آسمان به سرت بزند وبال ندا...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁴²روی تخت دراز کشیده...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۸

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁴⁴پس...بهتر است ترس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط