دلم یک اتفاق میخواهد..
دلم یک اتفاق میخواهد..
ساده اما دوست داشنی..
از همان هایی که مزه عشق میدهند..
از همان هایی که همه اش از روی احساس است نه عقل..
از همان دیوانگی هایی که موقع خواب چشمانم را میبندم و بهشان میخندم..
از همان کارهایی که حرص همه را در می آورد..
و همه میگویند این رفتارهای بچگانه دیگر مال تو نیست..
و من در دلم قند آب شود از اینکه هنوز رفتارهایم بچگانه است..
از همان بهانه های پیچیده ای که برای باهم بودن می اوردیم..
از همان یواشکی هایی که تنها من و تو از ان خبر داشتیم..
دلم دست هایت را میخواهد،وسط زمستان..
دلم یک اتفاق میخواهد که یکهو بیفتد وسط زندگی...
و من بعد از افتادنش از ته دل زندگی کنم...
بی دلیل بخندم ،به هرچیز بزرگ و کوچک..
دلم یک من میخواهد و یک تو..
که یک من و توی همیشگی بسازیم...
تو هم همین ها را میخواهی،نه؟
ساده اما دوست داشنی..
از همان هایی که مزه عشق میدهند..
از همان هایی که همه اش از روی احساس است نه عقل..
از همان دیوانگی هایی که موقع خواب چشمانم را میبندم و بهشان میخندم..
از همان کارهایی که حرص همه را در می آورد..
و همه میگویند این رفتارهای بچگانه دیگر مال تو نیست..
و من در دلم قند آب شود از اینکه هنوز رفتارهایم بچگانه است..
از همان بهانه های پیچیده ای که برای باهم بودن می اوردیم..
از همان یواشکی هایی که تنها من و تو از ان خبر داشتیم..
دلم دست هایت را میخواهد،وسط زمستان..
دلم یک اتفاق میخواهد که یکهو بیفتد وسط زندگی...
و من بعد از افتادنش از ته دل زندگی کنم...
بی دلیل بخندم ،به هرچیز بزرگ و کوچک..
دلم یک من میخواهد و یک تو..
که یک من و توی همیشگی بسازیم...
تو هم همین ها را میخواهی،نه؟
- ۵۸۴
- ۰۳ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط