چه دلی ای دل آشفته که دلدار نداری

چه دلی؟ ای دل آشفته که دلدار نداری
گر تو بیمار غمی از چه پرستار نداری؟

شب مهتاب همان به که ازین درد بمیری
تو که با ماهرخی وعده دیدار نداری

راز اندوه مرا از من آزرده چه پرسی؟
خون میفشان زدلم گر سر آزار نداری

گل بی‌خار جهانی که ز نیکو سیرانی
قول سعدی است که با او سر انکار نداری

ای سرانگشت من این زلف سیه را زچه پیچی؟
که در این حلقه زنجیر گرفتار نداری

دل بیمار ز کف رفت و جز این نیست سزایت
که طبیبی پی بهبودی بیمار نداری

گرچه سیمین، به غزلها سخن از یار سرودی
به خدا یار نداری، به خدا یار نداری
دیدگاه ها (۹)

تو نباشی! چه سلامی، چه علیکی گُل من تک تک ِ ثانیه ها بی ت...

آرام بگیر ای دل ،هرچند پر از دردی از خاطره خالی شو ، وقت است...

صبح یعنی سلام به خداوند پاکسلام به تو دوست من. سلام به همه خ...

تولدفاطیما جان با قلبی پرمهرمیگم تولدت مبارکدعاهایت را اجابت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط