{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه دلی؟ ای دل آشفته که دلدار نداری

چه دلی؟ ای دل آشفته که دلدار نداری
گر تو بیمار غمی از چه پرستار نداری؟

شب مهتاب همان به که ازین درد بمیری
تو که با ماهرخی وعده دیدار نداری

راز اندوه مرا از من آزرده چه پرسی؟
خون میفشان زدلم گر سر آزار نداری

گل بی‌خار جهانی که ز نیکو سیرانی
قول سعدی است که با او سر انکار نداری

ای سرانگشت من این زلف سیه را زچه پیچی؟
که در این حلقه زنجیر گرفتار نداری

دل بیمار ز کف رفت و جز این نیست سزایت
که طبیبی پی بهبودی بیمار نداری

گرچه سیمین، به غزلها سخن از یار سرودی
به خدا یار نداری، به خدا یار نداری
دیدگاه ها (۹)

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

....چه دلی؟ ای دل آشفته که دلدار نداریگر تو بیمار غمی از چه ...

چه دلی؟ ای دل آشفته که دلدار نداریگر تو بیمار غمی از چه پرست...

#سیمین_بهبهانی#یار_نداریچه دلی، ای دل آشفته که دلدار نداری!گ...

چه دلی ای آشفته که دلدار نداریگر تو بیمار غمی از چه پرستار ن...

✍... چه دلی ای دل آشفته که دلدارنداریگرتو بیمار غمی ازچه پرس...

#معرفی_آهنگدرخت دوستی بنشان که کام دل به بار آردنهالِ دلبری ...

راز دل دیوانه به هوشیار نگوییداسرار لب یار به اغیار نگوییداز...

راز دل دیوانه به هوشیار نگوییداسرار لب یار به اغیار نگوییداز...

سرخوش ز علی رهبر عرفانی خویشم* شوریده دل آن مه ایمانی خویشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط