روزهای رفته سال را ورق میزنم
روزهای رفته سال را ورق میزنم...
چه خاطراتی که زنده نمیشوند...
چه روزها که دلم می خواست تا ابد تمام نشوند و چه روزها که هر ثانیه اش یک سال زمان میبرد...
چه فکرها که ارامم کرد و چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود...
چه لبخندها که بی اختیار برلبانم نقش بست و چه اشک هایی که بی اراده از چشمانم سرازیر شد...
چه ادم ها که دلم را گرم کردند و چه ادم هایی که دلم را شکستند...
چه چیزها که فکرش را هم نمی کردم و شد و چه چیزها که فکرم را پر کرد و نشد...
چه ادم هایی که شناختم و چه ادم هایی که فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشان...
و چه...
و سهم یک سال دیگر هم یادش بخیر میشود...
کاش ارمغان روزهایی که گذشت ارامشی باشد از جنس خدا...
ارامشی که هیچگاه تمام نمیشود...
۵ روزه دیگه تا عید...
پیشاپیش عیدتون مبارک...
چه خاطراتی که زنده نمیشوند...
چه روزها که دلم می خواست تا ابد تمام نشوند و چه روزها که هر ثانیه اش یک سال زمان میبرد...
چه فکرها که ارامم کرد و چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود...
چه لبخندها که بی اختیار برلبانم نقش بست و چه اشک هایی که بی اراده از چشمانم سرازیر شد...
چه ادم ها که دلم را گرم کردند و چه ادم هایی که دلم را شکستند...
چه چیزها که فکرش را هم نمی کردم و شد و چه چیزها که فکرم را پر کرد و نشد...
چه ادم هایی که شناختم و چه ادم هایی که فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشان...
و چه...
و سهم یک سال دیگر هم یادش بخیر میشود...
کاش ارمغان روزهایی که گذشت ارامشی باشد از جنس خدا...
ارامشی که هیچگاه تمام نمیشود...
۵ روزه دیگه تا عید...
پیشاپیش عیدتون مبارک...
- ۱.۶k
- ۲۴ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط