{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش کودک بودم که به هربهانه ای به آغوشی پناه می بردم و آس

کاش کودک بودم که به هربهانه ای به آغوشی پناه می بردم و آسوده اشک می ریختم !
بزرگ که باشی باید بغضهای زیادی را بیصدا دفن کنی …
دیدگاه ها (۲)

با “یکی بود یکی نبود” شروع می شود این قصه …با “یکی ماند ، یک...

مدتهاست نه به آمدن کسی دلخوشم نه از رفتن کسی دلگیر ؛ بی کسی ...

دلت که برای من تنگ شد بیا سراغ زیر سیگاریم …کنار قبرستان خاط...

تو که نباشی با چتر هم که قدم میزنم ، گونه هایم خیس میشود …

قسمت غم انگیز تنهایی، "بی پناهی" است؛این که یک شب، یک روز، ی...

عکس بچگی هام.یادش بخیر. ولی همون پرستو دل نازکم

اغوشی که ماندگار شد🎥 دختر شهید پوریا احمدی: با رفتن حضرت آقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط