دلم میگیرد

دلم میگیرد...
دلم برای دلم میگیرد ، برای غربت غریبانه اش ، پذیرش بی چون و چرایش و سهم نه چندان عادلانه اش میگیرد و دلم برای غمهای دلم میگیرد ... میخواهم دلداریش دهم آرام نمیگیرد ، میخواهم ندیده اش بگیرم تحمل نمی آورد، گاه توبیخش میکنم از تمام گردشهای احساس محکومش میکنم و در قفس احساس محکوم به ماندن،..اما باز دلم برای دلم میگیرد...
دیدگاه ها (۳)

■اگر روزی به من گویند، بگو از غم■بگویم روی قبرم این نویسید■ب...

دستاشو سفت نگیر لعنتی....اونم یکی مث منه!!!

درشبی تیره گرفتارشدم بعدازتو..کهنه وتلخ ودل ازارشدم بعدازتو....

امشبدیوانگیم بالا زده..نه سکوت نه موسیقی..نه هیچ چیز و هیچ چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط