{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چهارشنبه95/3/26ساعت17:30

چهارشنبه95/3/26ساعت17:30

داستان کوتاه:
روزی امتحان جامعه شناسی ملل داشتیم. استاد سر کلاس آمد و میدانستیم که 10 پرسش از تاریخ کشور ها خواهد داد.
دکتر بنی احمد فقط 1 پرسش داد و رفت:
مادر یعقوب لیث صفار از چه نظر در تاریخ معروف است؟

از هر کسی پرسیدم نمیدانست.
تقلب آزاد بود ، اما براستی کسی نمیدانست.
همه 2 ساعت نوشتیم، از صفات برجسته این مادر، ازشمشیر زنیش، از آشپزی برای سربازان، از بر پا کردن خیمه ها در جنگ، از عبادت هایش و ...
استاد پس از 2 ساعت آمد و ورقه ها را جمع کرد و رفت.

14 تیر 1354 برای جواب آزمون امتحان تاریخ ملل به دانشگاه رفتیم. در تابلو، با خط درشت جلوی اسامی همه نوشته شده بود:"مردود "

برای اعتراض به ورقه، به سالن دانشسرا رفتیم. استاد آمد گفت کسی اعتراض دارد؟
همه گفتیم آری.
گفت: خوب پاسخ صحیح را چرا ننوشتید؟
پرسیدیم: پاسخ صحیح چه بود استاد؟
گفت: در هیچ کتاب تاریخی نامی از مادر یعقوب لیث صفار برده نشده پاسخ صحیح ((نمیدانم)) بود .
همه، 5 صفحه نوشته بودید، اما کسی شهامت نداشت بنویسد: "نمیدانم "
ملتی که همه چیز میداند ناآگاه است. بروید با کلمه زیبای نمیدانم آشنا شوید، زیرا فردا روز گرفتار نادانی خود خواهید شد ...
دیدگاه ها (۷۵)

پنجشنبه95/3/27ساعت18:13روزگار غریبی است...نمڪدان را ڪه پر می...

جمعه95/3/28ساعت13:02چهار حکایت کوتاه اما تاثیر گذار:حکایت او...

سه شنبه95/3/25ساعت11:30ﺍﺯ بزرگی ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : راز این امیدواری و...

دوشنبه95/3/24ساعت11:10در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط