مشکی مشکی بو میکشم از درون ساک خسته از دوریت را،شمیم اش پ
مشکی مشکی بو میکشم از درون ساک خسته از دوریت را،شمیم اش پیچ میخورد تاب میخورد از تمام دروازه های عصب هایم رد میشود.به شهر ذهنم نفوذ میکند و تمام احساس من رقص میکند از عطر تو در دلم بیقراری موج میزند برای حس سرانگشتانت دنیای من.و خودم را در رویای دیدنت غرق میکنم تا کشته شود این لحظه های تلخ دوری از تو،و آرام گیرم با دیدن چشم هایت.حس عطر وجودت..
بد بیقرار دیدن ات هستم بانوی عزیزم
عمرم..
بد بیقرار دیدن ات هستم بانوی عزیزم
عمرم..
- ۱.۲k
- ۱۳ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط