{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

😃

😃
بعد از خوردن اون همه اُستِخون(+اَندَکی گوشت) که جُلوش گذاشتم حسابی سنگین شد و اومد زیرِ سایهِ درخت و کنارِ گُلدونا دراز کشید و چُرت زَدَنش شُروع شد (انگار کوه کَندِه بود) !
اون گُل صورتیه رو هم خواهر جانم گذاشت رو سرِ گُربه تَنبَلو😆
دیدگاه ها (۳)

🍬 🍫 Tina

👧

☺ Tina

♡♡♡♡

توضیحات داستان ترکیبی شیطان کش فرفرههای انفجاری پارت۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط