{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این بـــار که آمـــــدی

این بـــار که آمـــــدی
جوری دَر آغـــــوش میگیــــرَمِت
که هیچــــگاه
صبح نشــَـــود....
دیدگاه ها (۱)

نمی خواهم نگرانت ڪنم امــღانداشتنت را بلد شده ام......یادمـ ...

دستهایم را بگیربدون تو...من ...از دنیا پرت می شوم

شهر به شهر دور می شدی و من دیوار به دیوار گریه میکردم.

مـََـــدیـونِ اشـــــکایِ مَنــــی...اگِــــه...فَـــــرامــ...

مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا می‌میرم؛و فردا جوری در آ...

شاید یک روز یک نفرآدم را جوری بخواهدکه دوســـــت داشتنشبه ای...

سر یک میز که هوشیار نشستیم نشدلطف کن آمدی این بار کمی مست بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط