*نام فیک:«دیـدلریـــی عجیــب»
*نام فیک:«دیـدلریـــی عجیــب»
(پارت:۱۶)
...............................................................
خالم رفت و توی خونه تنها شدم چند دقیقه بعد زنگ دره خونه به صدا دراومد.
یعنی کی میتونه باشه.......؟
رفتم و از توی چشمی در نگاه کردم. دیدم جونگکوک مگه من بهش نگفته بودم که نما خوام بیام.
در و باز کردم و جونگکوک اومد داخل.
سلام کرد و جوابشو دادم.
جونگکوک گفت:(به پیشنهادم فکر کردی لیا؟)
گفتم:«کدوم پیشنهاد…؟»
جونگکوک گفت:(قرار بود به این فکر کنی الان که تنها شدی میای با من زندگی کنی؟!
گفتم :«عا ...... اون! آره درباره اش یکم فکر کردم اما هنوز مطمئن نیستم که بتونم قبول کنم.»
گفت چرا؟ گفتم آخه به احتمال زیاد خواهر مادرم(یعنی خاله اش) اونم بخواد این پیشنهاد و بهم بده و من اونوقت نمی دونم کدوم یکی از شما رو قبول کنم.
جونگکوک گفت:«خب معلومه لیا من دوستت دارم میخوام باهات ازدواج کنم خاله ات که تا آخر عمرت پیشت نیست باید من و قبول کنی.»
گفتم:(آخه من به خالم نگفتم که با تو آشنا شدم و تو هم چنین پیشنهادی به من دادی جونگکوک.)
جونگکوک گفت:«خب خودم بهش می گم اون موقع قبول میکنه.»
با حرف جونگکوک یاده دختر خالم افتادم اگه ....اگه بفهمه سلبریتی مورد علاقه اش
جئون جونگکوک قراره با دختر خالش ازدواج کنه چه حالی میشه......
من و ماریا از بچگی سایه هم و با تیر میزدیم هیچوقت هم نظر و موافق هم نبودیم همیشه دشمن بودیم و خدا باید به داد الان برسه ........
جونگکوک گفت:«لیا داری به چی فکر میکنی میشنوی چی میگم .»
گفتم نه نه داشتم به یه چیز فکر می کردم حواسم نبود. داشتی چی میگفتی؟
گفتم خاله ات کی میاد؟
گفتم:«رفته پیشه مادرم و برادرم الان هاس که بیاد.»
جونگکوک نشست و منم روی مبلمان کنار جونگکوک نشستم و تلویزیون و روشن کردیم بعد از کمی فیلم دیدن صدای زنگ در به گوشم رسید.
حتما خاله بود . درو برای خاله باز کردم و اومد داخل. جونگکوک از سره جاش بلند شد و با خالم سلام کردن . خاله ی من هم یه جورایی طرفدار پر و پا قرص سلبریتی ها بود .
جونگکوک رو به خالم کرد و گفت :«باید در مورد چیزی با شما صحبت کنم.»
خالم گفت:«چه موردی آقای جئون؟»....………
ادامه دارد.........................
حمایت یادتون نره خوشگلا 🌷✨
اصکی ؟؟ نه نه اول اجازه بگیر بیبی 🙂🌹
گزارش؟؟ تخم داری گزارش کن 😆🔪
بازنشر=بازنشر
لایک =لایک
فالو=فالو
آنفالو=آنفالو
#بی_تی_اس #جونگکوک #تهیونگ #جیمین #یونگی #هوسوک #سوکجین #نامجون #تهکوک #تهکوکر #تهکوکرم_تا_ابد #عشق_واقعی_فقط_تهکوک #تهکوک_برای_همیشه #کیپاپ #کیپاپر #کیپاپ_دلیل_زندگی_کردن_ما #بلک #بلک_پینک #لیسا #جنی #جیسو #رزی #لیسا #لیسا_جنی_رزی_جیسو #کره_جنوبی #سیدراما #کیدراما #موگبانگ
لینک اون پستم که منبع تموم پارت های فیکمه 👇🏻👇🏻
https://wisgoon.com/p/D52OYX1319
(پارت:۱۶)
...............................................................
خالم رفت و توی خونه تنها شدم چند دقیقه بعد زنگ دره خونه به صدا دراومد.
یعنی کی میتونه باشه.......؟
رفتم و از توی چشمی در نگاه کردم. دیدم جونگکوک مگه من بهش نگفته بودم که نما خوام بیام.
در و باز کردم و جونگکوک اومد داخل.
سلام کرد و جوابشو دادم.
جونگکوک گفت:(به پیشنهادم فکر کردی لیا؟)
گفتم:«کدوم پیشنهاد…؟»
جونگکوک گفت:(قرار بود به این فکر کنی الان که تنها شدی میای با من زندگی کنی؟!
گفتم :«عا ...... اون! آره درباره اش یکم فکر کردم اما هنوز مطمئن نیستم که بتونم قبول کنم.»
گفت چرا؟ گفتم آخه به احتمال زیاد خواهر مادرم(یعنی خاله اش) اونم بخواد این پیشنهاد و بهم بده و من اونوقت نمی دونم کدوم یکی از شما رو قبول کنم.
جونگکوک گفت:«خب معلومه لیا من دوستت دارم میخوام باهات ازدواج کنم خاله ات که تا آخر عمرت پیشت نیست باید من و قبول کنی.»
گفتم:(آخه من به خالم نگفتم که با تو آشنا شدم و تو هم چنین پیشنهادی به من دادی جونگکوک.)
جونگکوک گفت:«خب خودم بهش می گم اون موقع قبول میکنه.»
با حرف جونگکوک یاده دختر خالم افتادم اگه ....اگه بفهمه سلبریتی مورد علاقه اش
جئون جونگکوک قراره با دختر خالش ازدواج کنه چه حالی میشه......
من و ماریا از بچگی سایه هم و با تیر میزدیم هیچوقت هم نظر و موافق هم نبودیم همیشه دشمن بودیم و خدا باید به داد الان برسه ........
جونگکوک گفت:«لیا داری به چی فکر میکنی میشنوی چی میگم .»
گفتم نه نه داشتم به یه چیز فکر می کردم حواسم نبود. داشتی چی میگفتی؟
گفتم خاله ات کی میاد؟
گفتم:«رفته پیشه مادرم و برادرم الان هاس که بیاد.»
جونگکوک نشست و منم روی مبلمان کنار جونگکوک نشستم و تلویزیون و روشن کردیم بعد از کمی فیلم دیدن صدای زنگ در به گوشم رسید.
حتما خاله بود . درو برای خاله باز کردم و اومد داخل. جونگکوک از سره جاش بلند شد و با خالم سلام کردن . خاله ی من هم یه جورایی طرفدار پر و پا قرص سلبریتی ها بود .
جونگکوک رو به خالم کرد و گفت :«باید در مورد چیزی با شما صحبت کنم.»
خالم گفت:«چه موردی آقای جئون؟»....………
ادامه دارد.........................
حمایت یادتون نره خوشگلا 🌷✨
اصکی ؟؟ نه نه اول اجازه بگیر بیبی 🙂🌹
گزارش؟؟ تخم داری گزارش کن 😆🔪
بازنشر=بازنشر
لایک =لایک
فالو=فالو
آنفالو=آنفالو
#بی_تی_اس #جونگکوک #تهیونگ #جیمین #یونگی #هوسوک #سوکجین #نامجون #تهکوک #تهکوکر #تهکوکرم_تا_ابد #عشق_واقعی_فقط_تهکوک #تهکوک_برای_همیشه #کیپاپ #کیپاپر #کیپاپ_دلیل_زندگی_کردن_ما #بلک #بلک_پینک #لیسا #جنی #جیسو #رزی #لیسا #لیسا_جنی_رزی_جیسو #کره_جنوبی #سیدراما #کیدراما #موگبانگ
لینک اون پستم که منبع تموم پارت های فیکمه 👇🏻👇🏻
https://wisgoon.com/p/D52OYX1319
- ۶۵۷
- ۱۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط