{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نارنجی:

نارنجی:
بنشین شعر بگویم نفست تازه شود
غزلی ناب بگویم که غمت تازه شود

بنشین عصر غم و صحبت بی حوصله گیست
کمی از عشق بگویم ،هوست تازه شود

دل به رفتن نسپار چاره ما رفتن نیست
من تو را باز نویسم ،ثمرت تازه شود

پشت این در همگی وحشی و خونخوار و بدند
تو بمان شعر بنوش و جگرت تازه شود

شاید از قصه تکراری کمی دلگیری
قول من شعر جدیدیست،تنت تازه شود

به خدا راه خراب است، بمان بامن باش
بنشین شعر بگویم که دلت تازه شود...
i
دیدگاه ها (۳)

بنشین شعر بگویم نفست تازه شودغزلی ناب بگویم که غمت تازه شودب...

بنشین شعر بگویم نفست تازه شودغزلی ناب بگویم که غمت تازه شودب...

نفسیم سن نفسیم 😍😍😘😘m💞

چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردممگر دشمن کند این‌ها...

می دانی "بهشت" کجاست؟؟؟اگر از من جوابش را بخواهی ، می گویم:آ...

آبان عزیزم خوش آمدی ...🍁🍁🍁🍁🍁کاش در چمدانت چیزهای خوبی برایما...

این شعر خود حقیقته، حقیقت خدایی که خیلی وقته معجزه کردن و بر...

من عشقت رو به همه دنیا نمیدم 👉🫀👈

مواظبِ قلبـ.م باش🫀🫂 حتی وقتی ازت دلگیـ.رمباز دلم می‌خواد تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط