شبی آرام و مهتابی
شبی آرام و مهتابی
شبی از عاشقی آبی
شبی که رعد چشمانت
به چشمم داد بی خوابی
دلم سنگین شد و لرزید
غمی انگار بمن تابید
غمی از جنس خوشحالی
شدم از خویشتن خالی
شدم بیدار از یک عشق
شدم بیماردر یک عشق
ز خود بیرون شدم انگار
کسی در من ، شد تکرار
در این مهمانی آبی
در این مهتاب مهتابی
فقط من ماندم و یادی
که زندانی شد آزادی
#شهزاد
شبی از عاشقی آبی
شبی که رعد چشمانت
به چشمم داد بی خوابی
دلم سنگین شد و لرزید
غمی انگار بمن تابید
غمی از جنس خوشحالی
شدم از خویشتن خالی
شدم بیدار از یک عشق
شدم بیماردر یک عشق
ز خود بیرون شدم انگار
کسی در من ، شد تکرار
در این مهمانی آبی
در این مهتاب مهتابی
فقط من ماندم و یادی
که زندانی شد آزادی
#شهزاد
- ۱.۷k
- ۱۲ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط