PART
𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.
PART⁹
(سوآ+)(جین–)(کانگ بین¢)(مامور پلیس¡)(نامجون~)(تهیونگ #)
¢هی کوچولو تقلا نکن!فقط دست و پاهات رو زخمی میکنی
+ولم کن عوضی!ولم کن(داد و گریه)
بین میاد نزدیک سوآ تا اشک هاش رو پاک کنه ولی سوآ صورتش رو میچرخونه
+دستای کثیفت رو به من نزن
¢اوه سرپیچی کار خوبی نیست! میدونی قراره برای همیشه اینجا نگهت دارم و هروقت میخوام از بد.ن خوشگلت استفاده کنم!
+جین میاد!مطمئنم که میاد کمکم!
¢اوه تو هنوزم ساده ای! آدمای پولدار خیلی زود خسته میشن وقتی یه مدت دنبالت بگرده و پیدات نکنه بیخیالت میشه!
+اون مثل تو عو.ضی نیست!
¢جرعت داری یه بار دیگه اون کلمه رو به زبون بیار!
+عو..ضیییییییییی!
¢دخترهی هر.زه! میخواستم اولش بهت آسون بگیرم ولی خودت نمیخوای!
بین مشغول در آورد لباسای خودش میشه و سوآ دوباره تقلا میکنه ولی موفق نمی شد طناب ها خیلی محکم بودن،در طرف دیگه داستان جین و بقیه اعضا برای پلیس ها همه چیز رو توضیح داده بودن و پلیس در حال جمع کردن نیروهاش برای نجات سوآ بود و وقتی نیرو ها آماده شدن بلاخره تونستن پلاک ماشین رو رهگیری کنن و سریع راه افتادن به سمت اونجا و جین و بقیه اعضا هم همراه پلیس ها رفتن و امیدوار بودن اتفاق بدی برای سوآ نیفتاده باشه،جین پیش خودش میگه
–یه کم دیگه دووم بیار تو راهیم!
بلاخره بعد از چند مین که برای جین مثل ابدیت بود به خونه بین میرسن و پلیس ها در رو میشکنن و وارد میشن و همه نیرو ها اطراف خونه رو میگردن ولی چیزی پیدا نمیکنن و این جین رو بیشتر نگران میکنه و جین نگاهی به اطراف خونه میکنه و کش موی سوآ رو پیدا میکنه!
–این مال سوآ ست لطفاً بگردید باید پیداش کنیم
در طرف دیگه داستان به دلیل اینکه بین و سوآ داخل زیرزمین همون خونه بودن و زیرزمین خیلی پایین بود صدای پلیس های داخل خونه رو نمیشنیدند،بین لباسای سوآ رو توی تنش پاره کرده بود و میخواست بهش ت.جا..وز کنه و سوآ اشک میریخت و سعی در مقاومت داشت در همون حین در اون طرف داستان یکی از نیروهای پلیس که در حال تکون دادن کمد بود
¡ قربان پشت این کمد یه در هست!
نیروهای پلیس در رو میشکنن و به پله های زیاد میرسن و میرن اونجا و بلاخره بین متوجه صدای پاها توی خونش میشه و میخواد فرار کنه ولی قبل از اینکه بتونه کاری بکنه پلیس ها به پایین میرسن و سوآ رو بر.هنه و بسته شده به تخت و بین رو در حال دست درازی بهش میبینن...سریعا به سمت بین میرن و بعد از کلی مقاومت کردنش میگیرنش!
¡ حق داری وکیل بگیری و هر حرفی بزنی توی دادگاه بر علیهت استفاده میشه
جین که پشت سر پلیس ها اومده بود وقتی سوآ رو میبینه به سمت تخت میدوه و دست و پاهاش رو باز میکنه و بغلش میکنه و سرش رو نوازش میکنه و سوآ روی شونه هاش گریه میکنه
–من اینجام!ببخشید که دیر اومدم!
سپس جین سر سوآ رو با دستاش قاب میگیره و به چشماش نگاه میکنه!
–کاری که باهات نکرد؟
+نه...ممنونم!میدونستم میای!
جین بوسه ای به لب سوآ میزنه و کتش رو در میاره و باهاش بدن سوآ رو میپوشونه و براید استایل بغلش میکنه و میبرتش طبقه بالا
# پیداش کردی؟
~حالش خوبه؟
+مرسی از نگرانی و کمک های همتون حالم خوبه!
–میبرمش خونش!ممنون از همتون که کمکمون کردید
از اعضا خداحافظی میکنن و با پلیس ها میرن اداره پلیس تا بازرسی بشه و بلاخره بعد از تعریف کل اتفاقات بلاخره سوآ با جین بر میگردن به خونه سوآ
–میخوای بخوابی؟
+نه میخوام برم حموم!میخوام رد دست های کثیفش روی بدنم رو بشورم!
–میشه باهات بیام؟قصد بدی ندارم!اصلا بهت نگاه نمیکنم فقط میخوام کنارت باشم تا مطمئن بشم قرار نیست بلایی سر خودت بیاری!
+اوکی
سوآ میره داخل حموم و جین هم میره ولی جین به حرفش عمل میکنه و حتی یه نگاه کوچیک هم به سوآ نمیکنه و بلاخره سوآ حمومش تموم میشه و لباساش رو میپوشه و میزنه روی شونه جین
+ممنون!حمومم تموم شد!
جین میچرخه و سوآ رو در آغوش میگیره و میزاره روی تخت و موهاش رو براش خشک میکنه!
+میتونی امشب پیشم بمونی؟نمیخوام تنها باشم؟
–البته! حالا هم همینجا بمون و استراحت کن من میرم برات شام درست کنم و برات دمنوش بیارم!
+باشه ممنون!
جین اتاق رو ترک میکنه و به آشپزخونه میره و مشغول درست کردن شام و دمنوش برای سوآ میشه که سوآ از اتاق میاد بیرون!
–هی بهت گفتم توی اتاقت بمون و استراحت کن
+حوصلم سر میرفت و میترسیدم تنها توی اتاقم باشم!
–اوه حداقل بشین روی صندلی!
سوآ میخنده و میشینه روی صندلی توی آشپزخونه و جین یه لیوان دمنوش میریزه و میاره میزاره جلوی سوآ و سوآ لیوان گرم رو توی دستاش میگیره!
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
PART⁹
(سوآ+)(جین–)(کانگ بین¢)(مامور پلیس¡)(نامجون~)(تهیونگ #)
¢هی کوچولو تقلا نکن!فقط دست و پاهات رو زخمی میکنی
+ولم کن عوضی!ولم کن(داد و گریه)
بین میاد نزدیک سوآ تا اشک هاش رو پاک کنه ولی سوآ صورتش رو میچرخونه
+دستای کثیفت رو به من نزن
¢اوه سرپیچی کار خوبی نیست! میدونی قراره برای همیشه اینجا نگهت دارم و هروقت میخوام از بد.ن خوشگلت استفاده کنم!
+جین میاد!مطمئنم که میاد کمکم!
¢اوه تو هنوزم ساده ای! آدمای پولدار خیلی زود خسته میشن وقتی یه مدت دنبالت بگرده و پیدات نکنه بیخیالت میشه!
+اون مثل تو عو.ضی نیست!
¢جرعت داری یه بار دیگه اون کلمه رو به زبون بیار!
+عو..ضیییییییییی!
¢دخترهی هر.زه! میخواستم اولش بهت آسون بگیرم ولی خودت نمیخوای!
بین مشغول در آورد لباسای خودش میشه و سوآ دوباره تقلا میکنه ولی موفق نمی شد طناب ها خیلی محکم بودن،در طرف دیگه داستان جین و بقیه اعضا برای پلیس ها همه چیز رو توضیح داده بودن و پلیس در حال جمع کردن نیروهاش برای نجات سوآ بود و وقتی نیرو ها آماده شدن بلاخره تونستن پلاک ماشین رو رهگیری کنن و سریع راه افتادن به سمت اونجا و جین و بقیه اعضا هم همراه پلیس ها رفتن و امیدوار بودن اتفاق بدی برای سوآ نیفتاده باشه،جین پیش خودش میگه
–یه کم دیگه دووم بیار تو راهیم!
بلاخره بعد از چند مین که برای جین مثل ابدیت بود به خونه بین میرسن و پلیس ها در رو میشکنن و وارد میشن و همه نیرو ها اطراف خونه رو میگردن ولی چیزی پیدا نمیکنن و این جین رو بیشتر نگران میکنه و جین نگاهی به اطراف خونه میکنه و کش موی سوآ رو پیدا میکنه!
–این مال سوآ ست لطفاً بگردید باید پیداش کنیم
در طرف دیگه داستان به دلیل اینکه بین و سوآ داخل زیرزمین همون خونه بودن و زیرزمین خیلی پایین بود صدای پلیس های داخل خونه رو نمیشنیدند،بین لباسای سوآ رو توی تنش پاره کرده بود و میخواست بهش ت.جا..وز کنه و سوآ اشک میریخت و سعی در مقاومت داشت در همون حین در اون طرف داستان یکی از نیروهای پلیس که در حال تکون دادن کمد بود
¡ قربان پشت این کمد یه در هست!
نیروهای پلیس در رو میشکنن و به پله های زیاد میرسن و میرن اونجا و بلاخره بین متوجه صدای پاها توی خونش میشه و میخواد فرار کنه ولی قبل از اینکه بتونه کاری بکنه پلیس ها به پایین میرسن و سوآ رو بر.هنه و بسته شده به تخت و بین رو در حال دست درازی بهش میبینن...سریعا به سمت بین میرن و بعد از کلی مقاومت کردنش میگیرنش!
¡ حق داری وکیل بگیری و هر حرفی بزنی توی دادگاه بر علیهت استفاده میشه
جین که پشت سر پلیس ها اومده بود وقتی سوآ رو میبینه به سمت تخت میدوه و دست و پاهاش رو باز میکنه و بغلش میکنه و سرش رو نوازش میکنه و سوآ روی شونه هاش گریه میکنه
–من اینجام!ببخشید که دیر اومدم!
سپس جین سر سوآ رو با دستاش قاب میگیره و به چشماش نگاه میکنه!
–کاری که باهات نکرد؟
+نه...ممنونم!میدونستم میای!
جین بوسه ای به لب سوآ میزنه و کتش رو در میاره و باهاش بدن سوآ رو میپوشونه و براید استایل بغلش میکنه و میبرتش طبقه بالا
# پیداش کردی؟
~حالش خوبه؟
+مرسی از نگرانی و کمک های همتون حالم خوبه!
–میبرمش خونش!ممنون از همتون که کمکمون کردید
از اعضا خداحافظی میکنن و با پلیس ها میرن اداره پلیس تا بازرسی بشه و بلاخره بعد از تعریف کل اتفاقات بلاخره سوآ با جین بر میگردن به خونه سوآ
–میخوای بخوابی؟
+نه میخوام برم حموم!میخوام رد دست های کثیفش روی بدنم رو بشورم!
–میشه باهات بیام؟قصد بدی ندارم!اصلا بهت نگاه نمیکنم فقط میخوام کنارت باشم تا مطمئن بشم قرار نیست بلایی سر خودت بیاری!
+اوکی
سوآ میره داخل حموم و جین هم میره ولی جین به حرفش عمل میکنه و حتی یه نگاه کوچیک هم به سوآ نمیکنه و بلاخره سوآ حمومش تموم میشه و لباساش رو میپوشه و میزنه روی شونه جین
+ممنون!حمومم تموم شد!
جین میچرخه و سوآ رو در آغوش میگیره و میزاره روی تخت و موهاش رو براش خشک میکنه!
+میتونی امشب پیشم بمونی؟نمیخوام تنها باشم؟
–البته! حالا هم همینجا بمون و استراحت کن من میرم برات شام درست کنم و برات دمنوش بیارم!
+باشه ممنون!
جین اتاق رو ترک میکنه و به آشپزخونه میره و مشغول درست کردن شام و دمنوش برای سوآ میشه که سوآ از اتاق میاد بیرون!
–هی بهت گفتم توی اتاقت بمون و استراحت کن
+حوصلم سر میرفت و میترسیدم تنها توی اتاقم باشم!
–اوه حداقل بشین روی صندلی!
سوآ میخنده و میشینه روی صندلی توی آشپزخونه و جین یه لیوان دمنوش میریزه و میاره میزاره جلوی سوآ و سوآ لیوان گرم رو توی دستاش میگیره!
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
- ۲.۳k
- ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط