داداشم سر سفره گفت مامان آبجی خیلی وقت پیش یه چیز بد بهم

داداشم سر سفره گفت مامان آبجی خیلی وقت پیش یه چیز بد بهم نشون داده بود
بعد قشنگ با دستش فاک رو نشون داد
مامانم و بابام زل زده بودن بم..
هنوز کرده نشدم..
هنوز زندم..
یعنی خودم رو نگه نمی‌داشتم میگفتم همون تو کونتت..
بعد همه چیز رو داره میگه
مثلاً رفتن تو گوشی نصف شب
این چه وضعیتیهههه
د آخه کو..
دیدگاه ها (۱۷)

برای مسابقه کیمییی😔🎀امروز یه دوساعت پیش دیدم_۵۷ لایه و تایمش...

چرا من هر دفعه نگاهش میکنم چیز خوبی نمی‌بینم..

فقط منم که یادم رفته چطور مقنعه سرم کنم_یا شما هم یادتون رفت...

یه فکر کنم ۴ یا ۵ روز دیگه الان دارین بیدار میشین که برای مد...

عشق مافیا پارت*¹*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط