{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آقا من تصمیم گرفتم اینو رمانش کنم

آقا من تصمیم گرفتم اینو رمانش کنم
پارت ۲
صبح آنیا با هزار تا زور لوید پاشد و مسواک زد و صبحونه خورد و رفت مدرسه
«داخل مدرسه»
بکی :سلام آنیا چان
آنیا :سلام بکی
(بکی:-انیا:&)
-قسمت جدید برلین عاشقو دیدی
&آنیا از داستان های عاشقانه خوشش نمیاد
-وای آنیا زد حال نزن مطمئنم چیزی از عشق سرت نمیشه نه؟
&نه
-هوف
«داخل کلاس»
هندرسون:خب بچه ها فردا اردو داریم اردوی موزه باید رضایت نامه ها رو بدین مامان باباهاتون امضا کنند
آنیا:اخجون اردوووو
بکی:وای آنیا جونم مطمئنم قراره خوش بگذره
دامیان:تچ
امیل:دامیان ساما شما خوشحال نیستین؟
دامیان:نه
اوین :ولی دامیان ساما قراره خوش بگذره
دامیان :خفه شین دیگه اعصاب مو خورد کردیننننن
«پرش زمانی به بعد مدرسه داخل خونه آنیا🔅»
آنیا:& لوید:# یور:@
&آنیا اومد خونه
@خوش اومدی آنیا چان
&بابا آنیا خبر داغ برات آورده
#چی شده؟
&فردا میرم اردو
@چه خوب
&ارهههههههههه
(یه مدت بعد)
#خب آنیا باید مشق بنویسی
&😱نهههههههه
#زود باش
&باشه(شکست خورده)
«خب دیگه بسه فردا شد»
بکی:سلام آنیا جونم
آنیا:سلام بکی خیلی خوشحالم می‌خوایم با هم بریم اردو
بکی:منم همینطور

ببخشید کم بود😖
ادامه بدم؟. شرایط پارت بعد:لایک:۵کامنت:۴
دیدگاه ها (۱۷)

کامنتا هنوزم خرابه فقط جواب یه نفر رو تونستم بدم😭😭😭

نمی‌دونم چرا پارت جدید ارسال نمیشه شاید اینجا اینترنت نیست ه...

کامنتا باز نمیشههههه😭😭😭😭اگه برای شما اینطوریه لایک کنید بفهم...

کاتسوکی💥

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط