{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میشَود غَش کُنم؛

میشَود غَش کُنم؛
ضَعف کُنم؛
جان بدهَم؛
جان بشَوی؛
دل بشَوی،
یار شَوی؟
حضرتِ یار ...!』
دیدگاه ها (۰)

ا‍‌گ‍ہ ب‍‌رگ‍ہ ج‍‌واب آزم‍‌ای‍‌شِ #س‍‌رط‍‌ان‍‌م‍‌و‌ ب‍‌ز‍‌ار...

لذت دنیاداشتن کسی استکه دوست داشتنشحواسی برای آدم نمی گذارد ...

" یہ بار شب و بدونِ #ماه،روز رو بدون خورشید،بهار رو بدونِ شک...

قصه اینجاست که باید بود،باید خواند.پشت این پنجره ها باز هم ب...

نمی پرسی نام مه نمی شوی یار مهنرگس صفت دار تونمی‌دهی جان مهخ...

دل را کجا مشغول کنم که نگیرد بهانه‌ی تو ؟...«گاهی دل از غم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط