{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنوز نگاهش به خدا بود.

هنوز نگاهش به خدا بود.
محکوم به جهنم شده بود.
فرشتگان دستش را گرفتند و بهسوی جهنم روانه شدند.
ناگاه ان منبع مهر و عطوفت با صمیمیت گفت.
دست نگه دارید.
او هنوز به من امید دارد.
پس چرا ما هنوز به او............
دیدگاه ها (۲)

.

متحرک

هعی

لطفا لایک

شبی، شاهزاده در جنگلی به نام «مونولیت» قدم می‌زد. قدم‌هایش ب...

۱۴۰۰۰ گزاره امیدبخش در روزگار بحران تاب آوری معیشتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط