{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینبار که مسیح بیاید،

اینبار که مسیح بیاید،
با او صبحانه ی اول را خواهم خورد!
شاید دروغ باشد،
وعده شام!!!
شاید
آخری نداشته باشد
اینهمه وعده!!!
اولش باشد،
وعده سرخرمن را،
باز خواهم شناخت
دیدگاه ها (۲)

گلی که دست تو چیده پیش رومههنوزم بادبادکامون لبِ بومهصدای پا...

بهای با تجربه شدن، آشنا شدن با آدمهای متفاوت است.برای هیچ را...

🌷 🌷 🌷 پروردگاراکسیکه در دامانتو پناه گرفت،طعم بی‌پناهی را ن...

به بعضی ها هم باید گفتفقط نگاه کنتا من از چشمانت به افق دریا...

✍خیلی بی دفاع و مستاصل به نظر میرسنداین یعنی حجم خسارات در پ...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط