{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالها پیش ...

سالها پیش ...
که
کودک بودم
سر هر کوچه کسی بود
که
چینی
را
بند میزد ، با عشق ...
و ...
من ...
آنروز به خود می گفتم :
آخر این هم شد کار ...؟؟!
ولی امروز ...
که
اثری نیست از او ...
چینی دل ترکی دارد ...
و ...
من ...
در به در ...
کوی به کوی ...
در پی بند زنی میگردم ...!!!
دیدگاه ها (۱)

آدم هایی هستند که خوبند,خوب بودن به خوردشان رفته,آمده اند که...

ﺩﻭﺳــ ــــﺖ ﻣـــــﻦ ﻫﻤـــﯿﺸــﻪ ﺭﻭ ﺑـــﻪ ﻧــ ــﻮﺭ ﺑـــﺎﯾﺴــــ...

در پس پرده یک ظهر غریب ...من و یک خواب عجیب …!!رازها در پس ا...

. ﻣﻐــــــــــــــــــــﺮﻭﺭﻡ...ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻻﯾﻖ ﺑﺎﺷﯽ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺭﺍ ﻓﺮﺵ...

رو کاراکتری که خودم ساختمش کراش زدم_وای حاجی اقا بزار توضیح ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتیکی بود؟ کجا رفت؟ چرا بود و چ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتیکی بود؟ کجا رفت؟ چرا بود و چ...

قصه تلخ از عشق

آن پیچکهای یاغی

💌 نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط