THE NAME

THE NAME...
گل رز سفیدم
PART...
7️⃣
🖤💋...
_و حواست باشه اگه دوباره از این غلطا بکنی، مردی!
کلمه آخرش رو جوری گفت که بدن تمام افراد تو صحنه لرزید.
هه سو خودش رو آروم کرد و رفت و جلوی نامجون وایستاد، دستش رو دراز کرد و گفت:
_امیدوارم همکاری خوبی باشه...
1:30 p.m
دیگه باید میرفت دنبال پسرش. از شرکت خارج شد و سوار ماشینش شد.
جلوی در مهد کودک هیون سوک وایستاد.
پسرکش با لبخندی زیبا سوار ماشین شد.
2:15p.m
کلیدش را در در عمارت انداخت و وارد شد.
بوی غذا همه جا پیچیده بود.
دلش برای غذاهایی که سوکجین سه شنبه ها درست می‌کرد لک زده بود.
دست‌پختی که استفاده می‌کرد؛ مزه ی غذای مورد علاقه اش را فوق‌العاده می‌کرد.
هیون سوک دستش را ول کرد و به سمت کسی دوید.
حواسش به پسرش و جایی که می‌خواست بره رفت.
ناگهان قلبش تیری کشید.
پسرش بغل کسی بود که این 5 سال ازش محروم بود؛ بغل یونگی!
با صدایی آغشته به بغض لب زد:
_آقای مين میشه صحبت کنیم.
_با کمال میل.!
به سمت بالکن طبقه سوم رفتن، معمولا کسی آنجا نمی رفت.
هه سو نگاهی به یونگی انداخت و بغضش را قورت داد و گفت:
_چرا؟ چرا با من این...
🖤💋...
شرطا نرسیده بود. اما خب!
سعی میکنم تا قبل از خواب 3 تا پارت بزارم.
🖤💋...
#گل_رز_سفیدم
@wang.hea.soo.2025
دیدگاه ها (۱)

THE NAME...گل رز سفیدم PART...8️⃣🖤💋... _چرا؟ چرا با من این.....

THE NAME...گل رز سفیدم PART...9️⃣🖤💋... سوکجین سرش رو بلند کر...

THE NAME...گل رز سفیدم PART...6️⃣🖤💋... که با صدای در هه سو ا...

THE NAME...گل رز سفیدم PART...5️⃣🖤💋... _هه سو ممکنه با هم ح...

تک پارتی

چندپارتی☆درخواستی>>>p.2ات:من ات هستم تا جایی که یادمه همیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط