{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

VAMPIRE

VAMPIRE
Part 23
هیونجین راه افتاد سمت خونه ی پدر ا/ت تا درباره گندی که دخترش بالا اورده باهم حرف بزنن...
(ا/ت و سویون)
سویون: بفرما اینم از قهوه، قطعاً بعد از این همه کار خسته کننده ای که انجام دادیم قهوه بهترین گزینه برای رفع خستگیه(لبخند)
×(سکوت)
سویون: چرا نمیخوری؟
×میل ندارم
سویون: نترس چیزی توش نریختم
×گفتی بعد از اینکه فرار کنیم به تمام سوالاتم جواب میدی
سویون: اره همینطوره
×خب حالا میخوام که به تمام سوالاتم جواب بدی
سویون: باشه بپرس
×تو کی هستی؟
سویون: من سویونم
×(کلافه دستشو کشید روی صورتش)میدونم سویونی ولی چرا انقدر ازم اطلاعات داری؟
سویون: چون من اونقدری به تو و هیونجین نزدیک هستم که بخوام ازتون اطلاعات داشته باشم
×نسبتی با هیونجین داری؟
سویون: اره یه نسبت خیلی نزدیک
×چیکارشی؟
سویون: خواهرشم
×چی؟
سویون: اره درسته من خواهر اون عوضی ام
×چطور میتونم باور کنم؟
سویون: از پدر مشترکیم ولی مادرامون متفاوته
×خواهر ناتَنیشی؟
سویون: درسته
×خ..خب چرا داری کمکم میکنی این کار چه سودی برات داره؟
سویون: خب من میدونم که خون خاص توی بدنت جریان داره و هیونجین بخاطر همین باهات ازدواج کرده
×توهم یه خوناشامی؟
سویون: نه منم یه انسان عادی مثل توام
×چطور ممکنه؟
سویون: خب پدرم یه خوناشام بود و مادرم همون انسان با خون خاص و پدرم تصمیم گرفت که مادرم حامله بشه تا شاید اون بچه ای هم که بدنیا میاد خون خاص رو داشته باشه
×خب....
سویون: ولی اینطوری نشد و من بعنوان یه انسان عادی پا به جامعه گذاشتم و وقتی من ۱۳ سالم بود و هیونجین1۰۲ سالش، جلوی چشمام هیونجین خون مادرمو خورد و اونو کشت
×یعنی ۱۰ سال پیش؟
سویون:اره
×حالا میخوای چیکار کنی؟
سویون: اول تورو میفرستم خارج از کشور تا هیونجین نتونه از خونت تغذیه کنه و بعد با یه گلوله کارشو تموم میکنم
×مطمئنی که با یه گلوله میمیره؟ اخه هرچی نباشه اون یه خوناشامه
سویون: اره مطمئنم، تنها فرقی که اون با انسان ها داره اینه که خون میخوره
حتما باید تا الان متوجه شده باشی که اون غذا میخوره و هیچ حساسیتی به نور خورشید و بوی پیاز و... نداره
×اره
سویون: پس قطعاً با یه گلوله توی سرش میمیره
×خب کی کارتو شروع میکنی؟
سویون: دو روز دیگه
×چرا دوروز دیگه؟
سویون: چون سالگرد مرگ مادرمه خب دیگه تو بهتره یکم استراحت کنی منم میرم تا یچیزایی برای صبحانه بگیرم
×نمیخوای همراهت بیام؟
سویون: نه خودم میرم(لبخند)
×باشه مواظب خودت باش
سویون: باش
(مکالمه هیونجین و پدر ا/ت)
پ.ا: یعنی داری میگی که ینفر کمکش کرده؟
_اره
پ.ا: ولی اون هیچ دوستی نداره
_از کجا میدونی؟ شاید توی گوشیش داشته
پ.ا: نمیدونم ولی قول میدم که برات پیداش کنم یکم بهم زمان بده
_بهتره فردا پیداش کنی چون اگر خودم پیداش کنم خیلی براتون بد میشه هم برای تو و هم برای اون دختر احمقت که فکر کرده میتونه از دستم فرار کنه(بلند شد و رفت)
پ.ا: پسره ی عوضی(آروم)

ادامه دارد🦇......
دیدگاه ها (۱۰)

VAMPIREPart 24ویو ا/ت با صدای آلارم گوشی از خواب بیدار شدم ن...

VAMPIREPart 25ویو هیونجین هنوز دست ا/ت توی دستم بود و سعی می...

VAMPIREPart 22ویو سویون دیدم که هیونجین از روی صندلی کنار تخ...

VAMPIREPart 21×یعنی توی خونه مونده(آروم) _چیزی شده؟ ×گ...گوش...

#درخواستی #تکپارتیوقتی از آمپول میترسی..... ا/ت از دیشب تب د...

#درخواستی #دو_پارتیوقتی عضو نهمی و روش کراشی..... The Last P...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط