خاله بازی کن به رسم کودکی

خاله بازی کن به رسم کودکی
با همان چادر نماز پولکی

طعم چای و قوری گلدارمان
لحظه های ناب بی تکرارمان

غصه هرگز فرصت جولان نداشت
خنده های کودکی پایان نداشت

هرکسی رنگ خودش, بی شیله بود
ثروت هر بچه قدری تیله بود

ای شریک نان و گردو و پنیر !
همکلاسی ! باز دستم را بگیر

مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست
آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟؟ 
دیدگاه ها (۳)

یادش اون روزا گرامی

خخخخخ

چقد از اینا میزدم تو سر دوستام:))

مهر استانداردش منو کشته

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط