{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شوهره با زنش دعواش میشه از خونه میزنه بیرون، بعد یکساعت ت

شوهره با زنش دعواش میشه از خونه میزنه بیرون، بعد یکساعت تلفن میزنه به زنش

زن: بله؟ چته؟
شوهر: می دونی الان کجام؟!
زن: کجا ول میگردی خبر مرگت
شوهر : اون طلا فروشیه یادته که از یه جفت النگو خوشت اومده بود بهم گفتی برای روز زن بخر؟!
زن: آره عزیزم؛ آره عشقم؛ آره زندگیم، یادمه!
شوهر: دوتا مغازه اینورترش دارم قلیون میکشم ...😂
دیدگاه ها (۱)

پیرمردی دیدم که با هفتاد سال سن و پنجاه سال زندگی مشترک هنوز...

صبح که می شوددنبالِ اتفاقاتِ خوب بگرددنبالِ آدم هایِ خوبیکه ...

موردداشتیم دختره از بی خواستگاری دست کرده تو پریز برق خودکشی...

هر روز آغازی دوباره استمُشتی امید در جیب‌هایت بریزو زندگی را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط