{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مه من هنوز عشقت دل من فکار دارد

مه من هنوز عشقت دل من فکار دارد
تو یکی بپرس از این غم که به من چه کار دارد

نه بلای جان عاشق شب هجرتست تنها
که وصال هم بلای شب انتظار دارد

تو که از می جوانی همه سرخوشی چه دانی
که شراب ناامیدی چقدر خمار دارد

نه به خود گرفته خسرو پی آهوان ار من
که کمند زلف شیرین هوس شکار دارد

مژه سوزن رفو کن نخ او ز تار مو کن
که هنوز وصله دل دو سه بخیه کار دارد

شهریار
دیدگاه ها (۲)

مه من هنوز عشقت دل من فکار داردتو یکی بپرس از این غم که به م...

مه من هنوز عشقت دل من فکار داردتو یکی بپرس از این غم که به م...

مه من هنوز عشقت دل من فکار داردتو یکی بپرس از این غم که به م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط