{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشتباه اول من این بود که به تو اعتماد کردم.

اشتباه اول من این بود که به تو اعتماد کردم.
اشتباه دوم من این بود که عاشقت شدم.
اشتباهِ سوم من این بود که فکر می کردم با تو خوشبخت می شوم.
اشتباه بعدی من این بود که تو را صد بار بخشیدم.
اشتباه هزارم من این بود که هیچ وقت خودم از پنجره پرت نکردم بیرون.

هنوز هم دارم اشتباه می کنم که با تو حرف می زنم ...

#مصطفی_مستور
از کتاب: تهران در بعد از ظهر
دیدگاه ها (۱)

کسی کهدوستش دارمبه من گفته استکه به من محتاج استبه همین خاطر...

دانی که من و تو کی به هم خوش باشیم؟آن وقت که کس نباشدالّا من...

پنجره‌ها بسته‌اند عشق پدیدار نیستدیده بیدار هست دولت دیدار ن...

هر که از دامنِ او دستِ مرا کوته کرددارم امّیدکه دستش به گریب...

‏🦊[۲۲:۵۰ به وقت کره]بنگ-های ㅎㅎㅎکنسرت خیلی خوش گذشت!!!ولی امر...

پرسید امشب برای بار هزارم چه سوالی ازخودت پرسیدی ؟ گفتم پرسی...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.17  (روایت از زبان ا.ت)---وق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط