پشت در سرای تو با من قرار نیست
پشت در سرای تو با من قرار نیست
بگشای در که حوصلهی انتظار نیست
تنها تو برکهوار زلال ِ تلالوئی
کز هیچ سو بر آینههای ات غبار نیست
جز دستهای تو، که بهار ِ نوازشاند
با هیچ باغ و باغچه این برگ و بار نیست
غیر از جبین و چشم تو ، این برگ معرفت
با هیچ متن، حاشیهی اعتبار نیست
هر رفتنی به سوی تو برگشت میخورد
ما را که جز طواف حریم ات مدار نیست
با من بخوان که غلغله در گنبد افکنیم
از نغمهای که خوشتر از آن یادگار نیست
حسین منزوی
بگشای در که حوصلهی انتظار نیست
تنها تو برکهوار زلال ِ تلالوئی
کز هیچ سو بر آینههای ات غبار نیست
جز دستهای تو، که بهار ِ نوازشاند
با هیچ باغ و باغچه این برگ و بار نیست
غیر از جبین و چشم تو ، این برگ معرفت
با هیچ متن، حاشیهی اعتبار نیست
هر رفتنی به سوی تو برگشت میخورد
ما را که جز طواف حریم ات مدار نیست
با من بخوان که غلغله در گنبد افکنیم
از نغمهای که خوشتر از آن یادگار نیست
حسین منزوی
- ۸۶۲
- ۰۱ مهر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط