سوگند بر سیاهی شبهای ماتمت
سوگند بر سیاهی شبهای ماتمت
ما زندهایم زنده به عشق محرمت
روز ازل که بانگ عزایت بلند شد
ما را گره زدند به نخهای پرچمت
انفاس گرم گریه کنان تو عیسویست
این روضهها پُرند ز عیسی بن مریمت
این ارث مادری ست اگر پای روضهات
میسوزم از ته دل و میمیرم از غمت
دارم امید وقت نفسهای آخرم
بر چشمهای خود بکشم خاک مقدمت
ما را برای خویش سوا کرده مادرت
هر کس که هست پای علم هست محرمت
ما زندهایم زنده به عشق محرمت
روز ازل که بانگ عزایت بلند شد
ما را گره زدند به نخهای پرچمت
انفاس گرم گریه کنان تو عیسویست
این روضهها پُرند ز عیسی بن مریمت
این ارث مادری ست اگر پای روضهات
میسوزم از ته دل و میمیرم از غمت
دارم امید وقت نفسهای آخرم
بر چشمهای خود بکشم خاک مقدمت
ما را برای خویش سوا کرده مادرت
هر کس که هست پای علم هست محرمت
- ۵۳۴
- ۳۰ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط