{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لعنت به من که... عاشقت بودم

لعنت به من که... عاشقت بودم
لعنت به تو... با آن دلِ سنگی
لعنت به این قلب پر احساس و
دلشوره های عصرِ دلتنگی

از لحظه ای که پر در آوردی
تنها دلِ من آسمانت بود
هر چند کم اما حریمی امن
آغوش من کل جهانت بود

از چشم های ابری ام هرگز
حرف دل من را نخواندی که
رنگین کمان سهم نگاهت بود
تا آخر باران نماندی که

این عشق از اول غلط بوده
چون وصله ای ناجور بودی، نه؟
اصلا عذابم را نمی دیدی
از روز اول کور بودی، نه؟

بد جور یکباره شکستم، آه
از موج خیزِ حرفِ نامأنوس
چون کشتی طوفان زده غرقم
در عمقِ ناپیدای اقیانوس

وقتش رسیده دست برداری
از شانه هایی که رکب خورده
دیر آمدی آنقدر که... حالا
در من زنی شکل خودم مرده

احمق تر از من این من ساده
که بی سبب عمری به پات افتاد
بت ساخت از تو هی پرستیدت
دیوانه ای که دل به دستت داد

این روزها حال بدی دارم
با پوچی این عشق درگیرم
گهواره/ شب/ تابوتی از وحشت
جان می کّنم اما نمی میرم
دیدگاه ها (۴)

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۰: یه زندگی سادههنوز لبخند آرامی روی صورت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

The Joke That Broke Us

ابلیس

چند پارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط