{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار ، از یک بغض و یک تکـــرار بنویسم

بگذار ، از یک بغض و یک تکـــرار بنویسم
از اشک ... روی دسته ی گیتار بنویسم

دلتنگی ام امروز ، یک سالش شده بگذار
از روزها و ... حسرت دیـــدار بنویسم

بگذار حالا که نفس گرم است ، بنشینم
از آاااااااه های خسته و کشدار بنویسم

بی پرده بنویسم پریشانم ، دلم تنگ است
حتی اگر آن را همین یکبار ، ... بنویسم

کاغذ نباید تر شود ! ... خوب است دردم را
بر شانه های خســته ی دیــوار بنویسم

غیر از نوشتن ، هیچ درمانی برایم نیست
بانوی مهتابی ، ... فــقط بــگذار بنویسم !
دیدگاه ها (۳)

بزن گیتار که غم دارمتب دستاشو کم دارمبخون این قصه ی تلخی...ک...

نیایش صبحگاهیخدایا، چه قدر زیباست سپری کردن یک روز با حس کرد...

باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرام، ب...

هیچ کس مثل من اینگونه به تو مایل نیستدل ِ من مال ِ تو ! دل ت...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

تک پارتی:وقتی میخواست سوپرایزت کنه و‌‌‌لی...با دقت به ویترین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط