{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محو زیبایی او

محو زیبایی او
پارت ۱۴

ویو رزا
ته نیومد شاید رفته منطقه ممنوعه ....لعنت بهش نمیتونم از بیمارستان برم بیرون ...فردا صبح زود مرخص میشم ...بعدش سریع باید برم مدرسه
خوابم برد
بیدار شدم هیچ کس برای مرخص شدنم نیومده....من خیلی تنهام ...وسایلم رو جمع کردم ....از اتاق بیرون رفتم ....انگار تنها نیستم ....لنا داشت با دکتر صحبت میکرد ...تهیونگ از دور توی راهرو دیده میشد که کیف و لباس مدرسم دستش بود ....لنا چشمش به من خورد

( علامت لنا : )
: رزااا خوبی ؟ چجوری ؟ بهتری ؟

+ خوبم خوبم برای چی اومدی دیدنم

: عه اومدم دیدن دوست صمیمیم ....نیام ؟

+ نه نه بیا ....فکر میکردم تو منو فراموش کردی

: شاید تو منو فراموش کنی ولی من هیچ وقت

ته جلوم ظاهر شد

_ اگه دید و باز دید تموم شد بریم مدرسه

: رزا خیلی شانس داری ! ته صبح زود اینجا بوده البته از دکترا پرسیدم

+ شیطون....کاش میومدی مدرسم شیطنت میکردیم

: مامانت به مدرسه پول داد تا نیام

+ من برم هزینه مدرسه رو بدم الان میام

_ وایسا واریز شده

+ هاا ؟ کی ریخته ؟

: تهیونگ

+ مرسی ...بخشید زحمت دادم

_ نیازی نیست فقط سریع باش بریم مدرسه

+ باش الان میام

لباسام رو گرفتم ....وارد اتاق شدم ....لباسام رو عوض کردم .....از اتاق بیرون اومدم .... لنا اومد جلوم

: رزا من باید برم کار واجب پیش اومده

+ باش

ازم دور شد

_ بریم ؟

تو راهرو حرکت کردم به ماشین رسیدیم خ.خ.خیلی قشنگه ( ماشین )
سوار ماشین شدیم

خب عزیزای من 🎀
این پارت هم گذاشتم گفته بودم فردا میزارم ولی حوصلم سر رفته بود به خاطر همین خدمتتون ✨️
حمایت کنین تا پارت بعد رو بزارم☺️

❤️حمایت بشه ❤️
❤️ گزارش نشه ❤️
دیدگاه ها (۸)

خوشگل های من 🎀پروفایل عوض شددددد🎉🎉خوبه ؟ گمم نکنید ✨️

محو زیبایی او پارت ۱۳تو کامنتا

محوی زیبایی او پارت ۱ویو رزا مدرسه قبلیم افتضاح بود و مادرم ...

پارت 12شب بود و رزا مشغول درست کردن شام بود، بوی خوب غذا کل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط