{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم یه عروسک داشتم عاشقش بودم

بچه که بودم یه عروسک داشتم عاشقش بودم...
یه روز تو خیابون عروسکم از دستم افتاد و یه دختر بچه ی دیگه اونو برداشت بوسش کرد و بهش گفت مامانت مواظب تو نبود؟ چرا تو رو انداخت زمین؟ من خواستم عروسکمو ازش بگیرم ولی اون بهم ندادش مامانامون وقتی این صحنه رو دیدن تصمیم گرفتن بقیه راهو با هم باشیم تا شاید اون دختر عروسکمو بر گردونه ۱ساعت تو خیابون گشتیم ولی اون دختر عروسکمو بر نگردوند
آخرش مادر اون دختر گفت میشه پول این عروسکو بگیرید و عروسک به دختر من بدین مامان منم منو بوسید و گفت نه خانم دختر من عروسکشو هدیه داد به دختر شما
ولی اونا هیچوقت نفهمیدن من به عروسکم وابسته بودم و دوسش داشتم
من فقط یه لحظه حواسم نبود و عروسکم از دستم افتاد و بجای خودم یکی دیگه بلندش کرد
مراقب عروسکاتون باشید:)
دیدگاه ها (۲)

بدبخت ترین آدم دنیا عشق دومه که یا ازاجبار تنهایی میخوای باش...

آدمی که دلش شکسته باشه و باز بخنده واقعا قویه :)

#بخونید_قشنگهـ👌 +حالا که همه چیز بِینمون تموم شده،بیا دوستِ ...

+چِرآ دپِیـــــ؟-دَلیلـــــیـ وآســـــهـ هَپیـــــ بودَنــــ...

اخه چراچرا قلبمو شکستی!؟؟ تویی که اول اسمت H هستیجوری قلبمو ...

بچه ها ادامه شو اینجا میزارمویو جیمین. توی خیابون بودم داشتم...

black flower(p,336)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط