{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی که نیست

درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی که نیست

هی تجسم میکنم, ان نقش زیبایی که نیست

تا فراسوی افق , تا ساحل عشق و امید

میدهم امشب دلم را دست رویایی که

نیست

دل ب امواج , خروشان نگاهت می زنم

با تو هرشب میروم همراه دریایی که نیست

پا ب کویت می گذارم تا ب گیرم دل ز تو

پر ز عشقت میکنم دل را ز لیلایی که نیست

همچو مجنون میشوم افسانه ی هر عاشقی

درپی عشقت گذارم پاب هرجایی که نیست

منتظر تا لحظه ی دیدار رویت سر رسد

تا رسدان لحظه ی صبروشکیبایی که نیست

مست و شیدا می شوم از یک نگاه عاشقت

غیر تو هرگز ندارم ,دل ب فردایی که

نیست.

#F
دیدگاه ها (۱)

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

یاد گمشده یی

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

عاشقانه های شبنم براامام غریبم

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۴" در آغوش رویای آبی ات "...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

اعتیاد من بهت.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط