سناریو بلولاک
سناریو بلولاک
موقع رابطه اهم اهم چجورین(بخدا درخواستیه)
کاراسو: وسطاش غش میکنی از بس که...
رئو: بستگی به آه و نالت دارهح هرچی بلند تر بدتر_
ناگی: خیلی آروم پیش میره چیزی نمیشه_
ایساگی/یوکیمیا: تاقت دیدن درد کشیدنت رو نداشت...
لورنزو: ۱۳ سانتع✅ غش کردی دیگه تا دیدیش_
شیدو/ایکو: چون قبلش بهش گفتی ددی بدجوری تحریک شد تا شب زیرش داشتی جون میدادی...
دارا/سندو: چون دوست داره با اینکه میخواست ا.ت جرت بده آروم پیش رف_
چیگیری/کایزر: سه ساعت فقط داشت با mimiهات بازی میکرد_
بارئو/سائه: اونقد شدید بود خون اومد_
رین: عصبانی بود پس خشن بود و زوری_ قبلش ا.ت بهش گفتی حالم ازت بهم میخوره_
اوتویا: همیشه منتظر این لحظه بود کلا ا.ت داشتی جر میخوردی با اینکه آروم بود_
باچیرا/لوکی: شیطونی میکرد و بازی بازی میکر* با ا.ت حرف میزد تا کمتر درد بکشی_ به ا.ت گفت دارم یه فسقلی مثل خودت میکارم تو شکمت_
کازوما: بزرگح از لباس هم میرف تو ک.ونت_ ا.ت مجبور شدی تظاهر کنی غش کردی وگرنه انقد ادامه میداد نمیتونستی راه بری...
تموم*
بعدی چی باشه؟🌚✨
#سناریو_بلولاک
#سیکتیر_اکسپلور
موقع رابطه اهم اهم چجورین(بخدا درخواستیه)
کاراسو: وسطاش غش میکنی از بس که...
رئو: بستگی به آه و نالت دارهح هرچی بلند تر بدتر_
ناگی: خیلی آروم پیش میره چیزی نمیشه_
ایساگی/یوکیمیا: تاقت دیدن درد کشیدنت رو نداشت...
لورنزو: ۱۳ سانتع✅ غش کردی دیگه تا دیدیش_
شیدو/ایکو: چون قبلش بهش گفتی ددی بدجوری تحریک شد تا شب زیرش داشتی جون میدادی...
دارا/سندو: چون دوست داره با اینکه میخواست ا.ت جرت بده آروم پیش رف_
چیگیری/کایزر: سه ساعت فقط داشت با mimiهات بازی میکرد_
بارئو/سائه: اونقد شدید بود خون اومد_
رین: عصبانی بود پس خشن بود و زوری_ قبلش ا.ت بهش گفتی حالم ازت بهم میخوره_
اوتویا: همیشه منتظر این لحظه بود کلا ا.ت داشتی جر میخوردی با اینکه آروم بود_
باچیرا/لوکی: شیطونی میکرد و بازی بازی میکر* با ا.ت حرف میزد تا کمتر درد بکشی_ به ا.ت گفت دارم یه فسقلی مثل خودت میکارم تو شکمت_
کازوما: بزرگح از لباس هم میرف تو ک.ونت_ ا.ت مجبور شدی تظاهر کنی غش کردی وگرنه انقد ادامه میداد نمیتونستی راه بری...
تموم*
بعدی چی باشه؟🌚✨
#سناریو_بلولاک
#سیکتیر_اکسپلور
- ۴.۹k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط